۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۸, چهارشنبه

قصه عجیبی دارد این نگاه...و احساساتی که نمی فهمم

من یک پسر هستم و احساساتی که نمی دانم
نمی دانم یک خانم بیشتر دوست دارد برهنه باشد یا محجبه باشد؟
نمی دانم یک دختر وقتی در چشمانش زل می زنم چه حسی برای اولین بار نسبت به من دارد؟
بار دوم نمی دانم چرا او به چشمانم خیره میشود؟
وقتی نگاه من از چششمانش به دنبال اندامش میرود چه حسی می رود؟
نگاه من از روی خشم به اطرافیانم چه اثراتی خواهد داشت....
یا وقتی نگاه او را رها می کنم یا نگاهم را از یک دختر می دزدم چه حسی پیدا خواهد کرد..
قصه عجیبی دارد این نگاه...چند باری نگاهم را فرو بستم دیدم درونم آرام است اما نگاه های دیگری که به تعقیبم می آید دوباره تمامی افکار بلکه شدیدتر از آن در ذهن من
نمی دانم واقعا نگاه ها را نمی شود فهمید...همه چیز را می شود فهمید به جز این نگاه ها...
می گویند با یک نگاه عاشق شدن ممکن است می گویم غیر ممکن است نگاه اول شرع است اما نگاه دوم همه چیز را معین می کند...
این روز ها نگاه ها درون مارا به هم ریخته است......ولی باز هم می خواهم ببینم که این نگاه ها من را تا کجا می برد...منی که سعی در پنهان کردن نگاه هوس آلود خود دارم چرا نگاه های محبت انگیز را هم فراموش می کنم آیا محبت یک هوس است...یا هوس محبت است